دوستم تعریف می کرد
پدربزرگم فوت کرده بود تو قبرستون بودیم
دوستم زنگ زده ميگه کجايي؟

ميگم بهشت زهرا !

ميگه واسه چي ؟

ميگم واسه پدر بزرگم!!

ميگه اِ ؟ فوت کرده ؟

ميگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمريني اومديم مانور !!!!!

[ سهشنبه 05 شهریور 1392
] [ 23:32 ] [ شهرزاد ][ ارسال نظر(0) ]