رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!!

همینجوری که سرنگو گرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:

“بسم الله الرحمن الرحیم”!!
از ترس گفتم:

“اشهدان لااله الاالله”!!!!!

انقدرخندید که نتونست آمپول بزنه.
خداروشکریکی دیگه اومد زد!!!!

[ پنجشنبه 21 آذر 1392
] [ 14:08 ] [ شهرزاد ][ ارسال نظر(0) ]